روش حزب‌التحریر

بسم الله الرحمن الرحیم

روشی که حزب‌التحریر برای حمل دعوت اتخاذ کرده است، حکم شرعی برگرفته از سیره رسول الله (ص) در عملکرد ایشان در حین رساندن دعوت است. این به آن دلیل است که پیروی از ایشان واجب است، همانطور که الله (سبحانه و تعالی) می‌فرماید:

[لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ ٱللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلْيَوْمَ ٱلْـَٔاخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ كَثِيرًا‎]

“قطعاً برای شما در رسول الله سرمشقی نیکوست برای کسی که به الله و روز بازپسین امید دارد و الله را بسیار یاد می‌کند.” [TMQ 33:21]

[قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ ٱللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗوَٱللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ]

“بگو اگر الله را دوست دارید پس از من پیروی کنید تا الله شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد و الله آمرزنده مهربان است.” [TMQ 3:31]

[وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمْ عَنْهُ فَٱنتَهُوا۟ ۚوَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۖ]

“و آنچه را رسول به شما داد بگیرید و از آنچه شما را از آن بازداشت بازایستید.” [TMQ 59:7]

آیات بسیار دیگری وجود دارد که نشان می‌دهد پیروی از رسول الله (ص)، الگو قرار دادن ایشان و گرفتن تمام جنبه‌های دین از ایشان واجب است.

از آنجا که مسلمانان امروزه در دارالکفر زندگی می‌کنند، زیرا با قوانینی غیر از آنچه الله (سبحانه و تعالی) نازل کرده است بر آنها حکومت می‌شود، بنابراین سرزمین آنها شبیه مکه است که رسول الله (ص) برای اولین بار به عنوان رسول مبعوث شد. بنابراین، لازم است که بخش مکی سیره رسول الله را در حمل دعوت به عنوان الگو قرار داد.

با مطالعه زندگی رسول الله (ص) در مکه تا زمانی که ایشان (ص) موفق به تأسیس دولت اسلامی در مدینه شدند، مشهود است که ایشان (ص) از مراحل کاملاً مشخصی عبور کردند که در هر یک از آنها ایشان (ص) اعمال مشخص و روشنی انجام می‌دادند. بنابراین حزب روش کار، مراحل کار و اعمالی را که باید در طی این مراحل انجام دهد، از آن برگرفت، مطابق با اعمالی که رسول الله (ص) در طی مراحل کار خود انجام دادند.

مراحل سه‌گانه

بر این اساس، حزب روش کار خود را در سه مرحله تعریف کرد:

  1. مرحله اول: مرحله تثقیف (فرهنگ‌سازی) برای ایجاد افرادی که به ایده و روش حزب ایمان دارند، تا گروه حزب را تشکیل دهند.
  2. مرحله دوم: مرحله تعامل با امت، تا امت اسلام را در آغوش گیرد و حمل کند، تا امت آن را به عنوان مسئله خود برگزیند و بدین ترتیب برای برپایی آن در امور زندگی تلاش کند.
  3. مرحله سوم: مرحله تأسیس حکومت، اجرای اسلام به طور کلی و جامع، و حمل آن به عنوان پیامی برای جهانیان.

مرحله اول

حزب مرحله اول را در قدس در سال 1372 هجری (1953 میلادی) تحت رهبری مؤسس خود، عالم ارجمند، متفکر، سیاستمدار توانمند، قاضی دادگاه استیناف در قدس، تقی‌الدین النبهانی (رحمه الله) آغاز کرد. در این مرحله، حزب با اعضای امت تماس می‌گرفت و ایده و روش خود را به صورت فردی به آنها ارائه می‌کرد. هر کس که ایده اساسی را می‌پذیرفت، حزب برای او مطالعه فشرده در حلقه‌های حزب ترتیب می‌داد تا با افکار و احکام اسلام که توسط حزب پذیرفته شده است، پالایش شود و در این فرآیند به یک شخصیت اسلامی تبدیل شود. بدین ترتیب او با اسلام تعامل می‌کند و از ذهنیت اسلامی و احساسات اسلامی برخوردار می‌شود که او را به شروع حمل دعوت به مردم سوق می‌دهد. وقتی شخصی به این مرحله می‌رسد، خود را بر حزب تحمیل می‌کند و بدین ترتیب عضو آن می‌شود.

این همان روشی است که رسول الله (ص) در مرحله اول دعوت خود که سه سال به طول انجامید، با دعوت فردی مردم و ارائه آنچه الله (سبحانه و تعالی) بر ایشان (ص) نازل کرده بود، عمل کردند. ایشان کسانی را که بر اساس این ایدئولوژی به ایشان ایمان آورده بودند، مخفیانه گرد هم آوردند. ایشان نگران آموزش اسلام به آنها و خواندن آنچه نازل شده بود و بر ایشان نازل می‌شد بودند تا اینکه آنها را با اسلام ذوب کردند. ایشان مخفیانه با آنها ملاقات می‌کردند و در مکان‌هایی پنهان از دید مردم به آنها آموزش می‌دادند. آنها همچنین عبادت خود را مخفیانه انجام می‌دادند. سرانجام، دعوت اسلام در مکه گسترش یافت و مردم شروع به صحبت در مورد آن کردند و گروه گروه شروع به ورود به اسلام کردند.

در این مرحله از دعوت، حزب توجه خود را بر ساختن بدنه خود، افزایش اعضا و فرهنگ‌سازی افراد در حلقه‌های خود با فرهنگ متمرکز حزبی متمرکز کرد تا اینکه موفق شد ساختار حزبی را از افرادی تشکیل دهد که با اسلام ذوب شده بودند و افکار حزب را پذیرفته و با این افکار تعامل کرده و آنها را به مردم رسانده بودند. پس از اینکه حزب موفق به تشکیل ساختار خود شد و جامعه از آن آگاه شد، آن و افکارش و آنچه را که به آن فرا می‌خواند شناخت، حزب به مرحله دوم منتقل شد.

مرحله دوم

این مرحله تعامل با امت است تا او را وادار به حمل اسلام کند و در امت آگاهی عمومی و افکار عمومی را بر روی افکار و احکام اسلام که توسط حزب پذیرفته شده است ایجاد کند، تا او آنها را به عنوان افکار خود بپذیرد و برای برپایی آنها در زندگی تلاش کند، و با حزب در کار برای تأسیس دولت خلافت و تعیین خلیفه برای از سرگیری شیوه زندگی اسلامی و حمل دعوت اسلامی به جهان همراه شود.

در این مرحله حزب فعالیت‌های خود را از رویکرد صرفاً فردی به صحبت با توده‌ها به صورت جمعی نیز توسعه داد. در این مرحله کارهای زیر را انجام می‌داد:

  1. تثقیف متمرکز افراد در حلقه‌ها برای ساختن بدنه حزب و افزایش اعضای آن، و تولید شخصیت‌های اسلامی که قادر به حمل دعوت و شتافتن به سوی مبارزه فکری و سیاسی باشند.

  2. تثقیف جمعی توده‌های امت با افکار و احکام اسلام که حزب پذیرفته بود، از طریق درس‌ها، سخنرانی‌ها و گفتگوها در مساجد، مراکز و مکان‌های تجمع عمومی، و از طریق مطبوعات، کتاب‌ها و جزوات. این کار به منظور ایجاد آگاهی عمومی در امت و تعامل با او انجام شد.

  3. مبارزه فکری علیه عقاید، سیستم‌ها و افکار کفر، ایده‌های نادرست و مفاهیم فریبکارانه با افشای باطل بودن، نقص‌ها و تضاد آنها با اسلام، به منظور نجات امت از آنها و از اثرات آنها.

  4. مبارزه سیاسی که با موارد زیر نشان داده می‌شود:

    • مبارزه علیه دولت‌های استعمارگر کافر که بر کشورهای اسلامی سلطه و نفوذ دارند. چالش علیه استعمار در تمام اشکال فکری، سیاسی، اقتصادی و نظامی آن، شامل افشای نقشه‌های آن و آشکار کردن توطئه‌های آن به منظور نجات امت از کنترل آن و آزاد کردن آن از هرگونه اثر نفوذ آن است.

    • مبارزه علیه حکام در کشورهای عربی و مسلمان، با افشای آنها، بازخواست آنها، اقدام برای تغییر آنها هرگاه حقوق امت را انکار کردند یا در انجام وظیفه خود نسبت به او غفلت ورزیدند، یا هر یک از امور او را نادیده گرفتند، و هرگاه با احکام اسلام مخالفت کردند، و همچنین اقدام برای برکناری رژیم‌های آنها به منظور برپایی حکومت اسلامی به جای آن.

  5. بر عهده گرفتن منافع امت و رسیدگی به امور آن مطابق با احکام شرعی.

حزب تمام این کارها را با پیروی از آنچه رسول الله (ص) پس از اینکه الله (سبحانه و تعالی) بر ایشان نازل کرد انجام داد، انجام داده است:

[فَٱصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ ٱلْمُشْرِكِينَ]

“پس آنچه را دستور داده شده‌ای آشکار کن و از مشرکان روی بگردان.” [TMQ 15:94]

رسول الله (ص) پیام خود را اعلام کرد و قریش را به کوه صفا دعوت کرد و به آنها گفت که او فرستاده‌ای است که به سوی آنها فرستاده شده است. او از آنها خواست که به او ایمان بیاورند. او شروع به دعوت خود به توده‌ها و همچنین افراد کرد. وقتی قریش با او مخالفت کرد، او با قریش، خدایان دروغین، عقاید و افکار آنها مقابله کرد و باطل بودن، فساد و نقص‌های آنها را توضیح داد. او آنها را بدنام کرد و به آنها حمله کرد همانطور که به تمام عقاید و ایده‌های دروغین موجود حمله کرد. آیات قرآن به طور مداوم در مورد این مسائل بر او نازل می‌شد و اعمال قریشیان در رباخواری، زنده به گور کردن دخترانشان، کم‌فروشی و زنا را محکوم می‌کرد. آیاتی نیز نازل شد که به رهبران و سران قریش حمله می‌کرد، به آنها، افکارشان و پدرانشان توهین می‌کرد و توطئه‌های آنها را علیه رسول الله (ص) و علیه دعوت او و اصحابش افشا می‌کرد.

حزب در حمل افکار خود و در مقابله با افکار دروغین و احزاب سیاسی، چه در مبارزه علیه استعمارگران کافر و چه در مبارزه علیه حکام، صریح، آشکار و چالش‌برانگیز بود. این حزب چاپلوسی نمی‌کند، چرب‌زبانی نمی‌کند، مودبانه رفتار نمی‌کند و امنیت را ترجیح نمی‌دهد، صرف نظر از نتایج یا شرایط دعوتش. این حزب هر کسی را که با اسلام و قوانین آن مخالف است به چالش می‌کشد، موضوعی که آن را در معرض آسیب شدید از سوی حکام علیه آن قرار داده است؛ مانند زندان، شکنجه، تبعید، تعقیب، حمله به معیشت اعضا، تضییع منافع، ممنوعیت سفر و قتل. حکام ظالم در عراق، سوریه، لیبی و دیگران ده‌ها نفر از اعضای آن را کشته‌اند. زندان‌های اردن، سوریه، عراق، مصر، لیبی و تونس مملو از اعضای آن است.

حزب تمام اینها را با پیروی از الگوی رسول الله (ص) تحمل کرد. این او (ص) بود که با پیام اسلام برای تمام جهان آمد. او آشکارا آن را به چالش کشید، با ایمان به حقیقتی که (ص) به آن فرا می‌خواند. او (ص) تمام جهان را به چالش کشید، با همه و هر کس مبارزه کرد، بدون اینکه هیچ حساب و کتابی برای عادات، سنت‌ها، ادیان، عقاید، حکام یا مردم عادی آنها باز کند. او به هیچ چیز جز پیام اسلام کوچکترین توجهی نکرد. او با بدنام کردن خدایان قریش علیه آنها پیشقدم شد. او آنها را در مورد باورهایشان به چالش کشید و به آنها توهین کرد در حالی که او تنها یک نفر بود، بدون هیچ وسیله کافی یا یاوری، و هیچ سلاحی جز ایمان عمیق خود به پیام اسلام که (ص) با آن فرستاده شده بود نداشت.

اگرچه حزب متعهد شد که در دعوت خود باز، صریح و چالش‌برانگیز باشد، اما خود را تنها به اقدامات سیاسی محدود کرد و با متوسل شدن به اقدامات مادی علیه حکام یا کسانی که با دعوت آن مخالفت می‌کردند از آنها تجاوز نکرد، به پیروی از الگوی رسول الله (ص) که در مکه خود را صرفاً به دعوت محدود کرد و ایشان (ص) تا زمانی که به مدینه هجرت کردند هیچ اقدام مادی انجام ندادند. و هنگامی که مردم بیعت دوم عقبه پیشنهاد کردند که به آنها اجازه دهد با شمشیر با مردم منا بجنگند، او به آنها پاسخ داد: “ما هنوز به انجام این کار دستور داده نشده‌ایم”. و الله (سبحانه و تعالی) از او (ص) خواست که در برابر آزار و اذیت صبر کند همانطور که رسولان الله قبل از او صبر کرده بودند، زمانی که الله (سبحانه و تعالی) به آنها فرمود:

[وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُوا۟ عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا۟ وَأُوذُوا۟ حَتَّىٰٓ أَتَىٰهُمْ نَصْرُنَا ۚ]

“و پیش از تو نیز رسولانی تکذیب شدند، ولی بر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند صبر کردند تا یاری ما به آنان رسید.” [TMQ 6:34]

این واقعیت که حزب از قدرت مادی برای دفاع از خود یا به عنوان سلاحی علیه حکام استفاده نمی‌کند، هیچ ارتباطی با موضوع جهاد ندارد، زیرا جهاد باید تا روز قیامت ادامه یابد. بنابراین هرگاه دشمنان کافر به یک کشور اسلامی حمله کنند، بر شهروندان مسلمان آن واجب می‌شود که دشمن را دفع کنند. اعضای حزب‌التحریر در آن کشور بخشی از مسلمانان هستند و بر آنها واجب است همانطور که بر سایر مسلمانان واجب است، در ظرفیت خود به عنوان مسلمان، با دشمن بجنگند و آنها را دفع کنند. هرگاه امیری مسلمان اعلام جهاد کند تا کلمه الله (سبحانه و تعالی) را بالا ببرد و مردم را برای انجام آن بسیج کند، اعضای حزب‌التحریر در ظرفیت خود به عنوان مسلمان در کشوری که فراخوان عمومی در آن اعلام شده است، پاسخ خواهند داد.

طلب نصرت

هنگامی که جامعه در نتیجه از دست دادن اعتماد امت به رهبران و سران خود که به آنها امید بسته بود، نسبت به حزب بی‌تفاوت شد، شرایط دشواری که منطقه در آن قرار گرفت تا اجرای توطئه‌ها آسان شود، ظلم و ناامیدی که حکام علیه مردم خود اعمال کردند و آسیب شدیدی که حکام به حزب و اعضای آن وارد کردند، هنگامی که جامعه به این دلایل بی‌تفاوت شد، حزب شروع به طلب نصرت از افراد با نفوذ با دو هدف در ذهن کرد:

  1. برای هدف حفاظت، تا بتواند دعوت خود را در حالی که از گزند در امان است ادامه دهد.

  2. برای به دست گرفتن حکومت به منظور برپایی خلافت و اجرای اسلام.

علاوه بر انجام اقدامات طلب نصرت مادی، حزب به انجام تمام اقداماتی که قبلاً انجام می‌داد، مانند حلقه‌های متمرکز، تثقیف جمعی، تمرکز بر امت برای وادار کردن او به حمل اسلام و ایجاد افکار عمومی برای اسلام در درون آن ادامه می‌دهد. این حزب به مبارزه علیه دولت‌های کافر استعماری با آشکار کردن نقشه‌های آنها و افشای توطئه‌های آنها ادامه داد، همانطور که به مبارزه علیه حکام با بر عهده گرفتن منافع امت و رسیدگی به امور آن ادامه داد.

حزب همچنان به کار خود ادامه می‌دهد و امیدوار است که الله (سبحانه و تعالی) به آن و به امت اسلامی یاری، موفقیت و پیروزی عطا کند، و در آن لحظه مؤمنان خوشحال خواهند شد.